نوشدارو بعد از مرگ سهراب

یکی از مثلهای معروف فارسی، یعنی «نوشدارو بعد از مرگ سهراب»، ریشه در یک حکایت ادبی ـ اسطوره‌ای دارد. داستان رستم و سهراب را همگان در شاهنامه حکیم فردوسی یا خوانده‌اند یا شنیده‌اند. رستم چون پهلوی سهراب را بر درید، نمی‌دانست که دست در خون فرزند خویش کرده است. آن‌گاه دانست که تیر از کمان گذشته بود. پس گودرز را نزد کیکاووس فرستاد تا نوشدارویی بستاند و جان «پور بیدار دل» را از مرگ باز رهاند. کیکاووس چندان در فرستادن نوشدارو درنگ کرد که سهراب بمُرد. و نوشدارو آن گاه رسید «که سهراب شد زین جهان فراخ». ازین پس، هر کس خواهد که از بی‌فایده بودن تلاشهای بی‌وقت سخن گوید، بدین داستان تمثل جوید و گوید: نوشدارو بعد از مرگ سهراب

 

ابن یمین فریومدی، شاعر قطعه‌سرای قرن هشتم (متوفی 769 ق)، نیز در قطعه‌ای بدین مصراع تمثل جسته و با تغییر ردیف گفته است:

وقت هر کار نگه دار که نافع نبود

نوشدارو که پس از مرگ به سهراب دهی

/ 1 نظر / 13 بازدید
persian friends

درسته باید هر کاری رو در زمان خودش انجام داد چون شاید دیگه بدرد نخورد! مثلا کارهایی که در جوانی و میانسالی باید انجام بدهی در پیری بخوای انجام بدهی نه توانش رو داری نه زمانش نه دیگه شرایط اون کار از سن ات گذشته!!! مثل ازدواج و داشتن فرزند و ....!