/ 7 نظر / 6 بازدید
niloo0oo & arezoo0oo

آی سی یو : نمیدونم میتونم چه حسی بهش دارشته باشم ولی مسلما مثبت نیست زایشگاه : صدای بچه های تازه متولد شده تو گوشم میپیچه تداعیه زندگیه واسم

نسترن

وقتی آدم نزدیک آی سی یو هستش هر فکری به ذهنش میرسه. هر لحظه آدم منتظر یه اتفاق ناگوار و ناراحت کننده است. خوب نزدیک زایشگاه آدم می تونه احساس های متفاوتی داشته باشه. اما بیشترین حسی که وجود داره حس زندگی تازه است.[لبخند]

مهدیس

آی سی یو :: حس خوبی نیس...فضایی پر از استرس و التهاب...و آدمایی که محتاج دعان...انشاءالله خدا همه ی مریضارو شفا بده...بحق خانوم فاطمه زهرا... زایشگاه:: فضایی توام با استرس و شادی...یه حس قشنگ...که ناخودآگاه آدمو بهش لبخند میزنه و از صدای جیغ نوزاد ،شادی بی نهایتی همه وجود آدمو پر میکنه..

نيلوفر

سلام دوست خوبم حسم نسبت به آی سی یو خوب نیست چون هر آن امکان داره خبر بدی بشنوم [نگران] ولی زایشگاه هم اظطراب خودش رو داره ولی آدم به امید یه خبر شاد و خوشحال کننده است[لبخند]

نرگس

دیروز سر زدم هر کاری کردم نشد که نظرم را بنویسم... راستش را بخواهید من خودبخود از آی سی یو یاد مرگ می افتم یا حد اقل نزدیک به آن ...گرچه همیشه رفتن به این مکان خیلی وقتا با بهبودی همراهه...کلا فکر کنم عزرائیل میگه : "آی سی یو "به زبان انگلیسی یعنی من میبینم تورو[نیشخند] زایشگاه چون محل تولد هست حس زندگی و زنده بودن را در ذهنم تداعی میکنه[لبخند]

سهیلا مامان درسا جون

در مورد هر دوشون حس خوبی ندارم چون پدر عزیزم توی آی سی یو بودن که چند ماه پیش آسمانی شدن و الان از جلوی اون بیمارستان که رد میشم مثل ابر بهاری اشک میریزم حتی بیمارستانهای دیگه اعصابم رو به هم میریزه هنوز باور نبودنش برامون سخته و بغض و اندوهی داریم وصف نشدنی و همه مون بی قرار دیدارشیم (ببخشید ناراحتتون کردم واقعا شرمنده ام) در مورد زایشگاه هم چون خودم اذیت شدم و وسط بخیه زدن شکم بهوش اومدم و جیغ میزدم تا دوباره منو بیهوش کردن و ادامه دوخت و دوز .... و بعد از دنیا اومدن فرزندم تا چند سال حس و حال خوبی نداشتم و یه جورایی دپرس شده بودم و احساس افسردگی میکردم بخاطر همین در موردشون حس خوبی ندارم اما این حسها فقط در مورد خودم هست (شخصی است) اگر کسی باردار باشه واقعا از ته دل براش خوشحال میشم و زایشگاه هم که صد البته ورود فرشته زیبایی از سوی خدا رو خبر میده لذا احساس خوب و خوشایند و غیر قابل وصفی میتونه باشه[گل]

persian friends

خيلي وقت ها در حادثه ها آدمها يادشان مي افتد دل دلرند! انسان هستند! ساعتها پشت در اي سي يو! منتظري تا يك روح به جسم باز گردد و لبخندي بر لب بنشاند! آن سو تر اتاق جراحي و صداي نفسي كه تازه به دنيا آمدن كودكي را نشان مي دهد! لبخندي بر لب همه! عده اي دعا مي كنند! قران مي خوانند! عده اي در دلشان حرفهايي خودماني با خود و خدا دارند! تا سر آغاز نفسي،لبخندي گردد! حرفهاي خودماني شما با خدا را مي خواهم! چه در شادي چه در غم![گل] زندگي گاهي شادي است گاهي غم! براي همه است! حكمتي از سوي خدا![گل]